.تو با یک بغل خاطره چکار میکنی؟برایت شعر زیاد خواندم،کتاب زیاد خریدم، حرف زیاد زدم، تو با یک دنیا حرف چکارمیکنی؟انگار هرکس مثل یک تابلوی نقاشی مارا برای چند سال نگاه کرده باشد و بعد رفته باشد سراغ تابلوی بعد.انگار که از مد افتاده باشیم، تو با یک موزه پراز نقاشی چکار میکنی؟یا فکر کن به همه ی خیابان هایی که متر نکردیم، یا شهرهایی که سفر نکردیم، کفش هایی که پاره نکردیم، یا مثلا پول همه ی بنزین هایی که نزدیم.تو با شمار قدم های نرفته چکار میکنی؟یا داستان هایی که گفتی و شنیدم.آرزوهایی که کردیم و نشد.یا دروغ هایی که باور کردیم.با داستان های زیادی چکار میکنی؟من حرف زیاد میزنم.و هیچکس حرف وراج ها را باور نمیکند.با یک بغل نوشته، چکار میکنی؟
برچسب: هفده شهریور,هفده,هفده شهر قفقاز,
نویسنده: آبتین اسدیان
تاريخ: دوشنبه
6 دی
1395 ساعت: 0:45